Let’s travel together.

آیا Inbound Marketing همان سئو است؟!

زمان مطالعه: 5 دقیقه

بازاریابی جاذبه‌ای یا Inbound Marketing نخستین بار چند سال پیش توسط برایان هالیگان (Brian Halligan) موسس سایت پرآوازه HubSpot مطرح شد.
این مفهوم زمانی به وجود آمد که مدیران کسب‌وکارها فهمیدند صرف حضور در فضای مجازی به تنهایی کافی نیست، بلکه نحوه و کیفیت این حضور و نیز رصد تغییر رفتار مصرف‌کنندگان مهم‌تر است.

این شیوه بازاریابی معمولاً با سئو اشتباه گرفته می‌شود.

بازاریابی جاذبه‌ای چیست؟

Inbound Marketing چیست

برای اصطلاحِ اینبوند مارکتینگ ترجمه‌های مختلفی ارائه شده، از قبیل «بازاریابی جاذبه‌ای»، «بازاریابی درون‌گرا»، «بازاریابی ربایشی»، «بازاریابی بازگشتی» و غیره، که البته هیچ کدام اصل مطلب را ادا نمی‌کند، ولی ما هم چاره‌ای نداریم جز این که بر اختلاف علما چشم بپوشیم و یکی را انتخاب کنیم.

من خودم بازاریابی جاذبه‌ای را ترجیح می‌دهم.

این که Inbound Marketing چیست و به چه کار می‌آید، ادامه مقاله را بخوانید.

وبلاگ شرکت InsideView  در تعریف این نوع بازاریابی به ویکی‌پدیا استناد کرده و ما هم پیروی می‌کنیم:

بازاریابی ربایشی ارائه و به اشتراک‌گذاری مطالب مفید، کاربردی و ارزشمند در قالب انواع گزارش، کتاب‌های الکترونیکی، وبینار، ویدئوهای آموزشی، پادکست، خبرنامه‌ها و رسانه‌های اجتماعی برای مشتریانی است که به دنبال کسب اطلاعات در زمینه‌ای خاص هستند. در بازاریابی ربایشی، کسانی که نیازمند به دست آوردن اطلاعات کاربردی در هر زمینه‌ای هستند، محور توجه و بازاریابی خواهند بود.
بازاریابی درونگرا یعنی استفاده از بازاریابی برای جذب مشتریان احتمالی به سمت‌تان، بدون این که بخواهیم به مشتری برای توجه کردن و دیده شدن التماس کنیم! (پایان تعریف ویکی‌پدیا)

البته این بدان معنا نیست که شما فقط به خاطر انتشار مقالات، نوشته‌های مفید و پست‌های وبلاگی جذاب با هجوم بازدیدکننده و مشتری روبرو خواهید شد. چرا؟

زیرا انتشار محتوا داستانی عظیم‌تر از تولید محتواست؛ زیرا چه بسا موتورهای جستجوی اینترنتی قادر به پیدا کردن شما و مطالب زیبای‌تان نباشند یا آنها را در قعر صفحه پاسخ‌ها به کاربر نشان دهند.

Inbound Marketing به مخاطب هدف شما هر چه را نیاز دارد، در هر زمان که نیاز دارد، می‌دهد. به جای آنکه تمرکز خود را بر ترافیکی جلب کنید که ممکن است مرتبط با کسب و کار شما باشد یا ممکن است نباشد، بازاریابی جاذبه‌ای با ارائه محتوا و اطلاعاتی که خوشایند، کمک‌کننده و جذاب است، همان ترافیکی که شما می‌خواهید و نیاز دارید را برایتان فراهم می‌کند.

در اینجا سئو وارد می‌شود و اهمیت خود را به زیبایی به رخ ما می‌کشد.

سئو چیست؟

Inbound Marketing و سئو

حالا که حرف به اینجا کشیده شد بد نیست از سایت معروف SEOMoz، تعریف کوتاهی از سئو به دست دهیم:

سئو عبارت است از تکرار عملکرد بهینه‌سازی یک وب‌سایت از طریق بهبود جنبه‌های داخلی و خارجی به منظور افزایش ترافیک سایت از موتورهای جستجو.

به طور کلی، سئو هر کاری است که برای بالا بردن رتبه سایت در موتور جستجو انجام می‌دهید. اگر کلمه کلیدی محصول خود را با هدف رتبه بهتر در پاراگراف‌های خود بنویسید، احتمالا سایت بهینه‌سازی می‌شود. اما سئو تنها یک یا دو چیز را شامل نمی‌شود، سئو مجموعه تاکتیک‌هایی را شامل می‌شود که همه با هم به بهبود وبسایت شما کمک می‌کنند.

برای داشتن یک وبسایت بهینه به یکسری چیزها نیاز دارید. کلمات کلیدی هدف شما باید به تعداد دفعات درست استفاده شود، عنوان صفحه باید بهینه شود، نویگیشن‌های سایت و همچنین URLها نیز باید تمیز و قابل فهم باشند، باید لینک‌های باکیفیت داشته باشید و … . سئو مدام در حال تغییر و نو شدن است، بنابراین باید روش‌های قدیمی را کنار بگذارید.

Inbound marketing و سئو چه تفاوتی با هم دارند؟

بازاریابی درونگرا بر ارائه محتوا یا تجربه درست جهت تبدیل ترافیک به سرنخ یا مشتری تمرکز دارد، در حالی که سئو بر جذب ترافیک بیشتر با بهبود رتبه‌بندی وبسایت تمرکز دارد. اما چیزی که در هر دو این روش‌ها مشترک است، عنصر انسانی است.

سئو فقط بهتر شدن رتبه وبسایت نیست، بلکه برای ان است که وبسایت شما بیشتر در معرض دید مخاطبان قرار بگیرد، مشتریان بالقوه جذب کند و به افراد بیشتری کمک کند تا آنچه به دنبالش هستند را پیدا کنند. بازاریابی درونگرا نیز به همین ترتیب، به بازدیدکنندگان و سرنخ‌ها (لیدها) آنچه دنبالش هستند را می‌دهد و به آنها کمک می‌کند مشکلشان را حل کنند.

بازاریابی جاذبه‌ای و سئو بر مراحل مختلف فرآیند فروش تمرکز دارند. سئو بیشتر به جذب مخاطب می‌پردازد و بازاریابی جاذبه‌ای بیشتر به اقناع مخاطب. این دو با هم یک استراتژی فروش موثر و منسجم را شکل می‌دهند.

استفاده از Inbound Marketing و سئو

کدامیک برای وبسایت شما بهتر است؟

وقتی صحبت در خصوص بازاریابی جاذبه‌ای و سئو می‌شود، وبسایت شما باید برای هر دو استراتژی داشته باشد، نه فقط برای یکی. هر دو نه تنها برای جذب ترافیک مرتبط اهمیت دارند، بلکه همچنین برای تبدیل بازدیدکنندگان به مشتری نیز اهمیت دارند.

بدون سئو بعید است ترافیک درستی که نیاز دارید را بگیرید. سئو، دیده شدن وبسایت شما را افزایش می‌دهد و تضمین می‌کند با کلمات کلیدی که مرتبط با کسب و کارتان است، رتبه بگیرید. بدون سئو احتمالا باید تنها بر تبلیغات دهان به دهان، لینک‌ها یا تبلیغات پولی تکیه کنید.

بدون بازاریابی جاذبه‌ای، اقدامات سئوی شما بی‌نتیجه خواهد بود. مشتریان برای اعتماد به شما و انتخاب بیزنس شما از میان گزینه‌های دیگر، دلیل می‌خواهند. با دادن محتوا و اطلاعات به آنها یا با ارتباط متقابل با آنها از طریق ایمیل مارکتینگ و شبکه‌های اجتماعی، می‌توانید یک سر و گردن از رقبا سر باشید.

بازاریابی درونگرا بدون سئو بی‌معنی است، زیرا بدین معناست که محتوای عالی شما سریع پیدا نمی‌شود یا تغییری در وضعیت وبسایت شما ایجاد نمی‌کند. سئو بدون بازاریابی درونگرا نیز بی‌تاثیر است، زیرا مشتریان وبسایت شما را بدون آنکه نیازشان برطرف شود، ترک می‌کنند، حال رتبه وبسایت هر چه می‌خواهد باشد.

فرمول طلایی

اکنون می‌رسیم به فرمول طلایی:

سئو + بازاریابی جاذبه‌ای = دیده شدن (توسط موتورهای جستجو و البته مشتریان)

در واقع ما با ترکیب استفاده از کمپین‌های بازاریابی جاذبه‌ای در کنار بهره‌گیری از تکنیک‌های مختلف سئو، می‌توانیم به دیده شدن وب‌سایت و کسب‌وکارمان در فضای اینترنت خوشبین باشیم.

سخن آخر

سئو خود می‌تواند به تنهایی به عنوان یک تکنیک اسفاده شود و بازاریابی جاذبه‌ای می‌تواند بدون سرمایه‌گذاری قابل توجه در سئو، کار کند، اما این دو با هم بهتر کار می‌کنند. برای به کار بستن این دو موارد زیر را مدنظر قرار دهید:

  • قبل از شروع بازاریابی، مطمئن شوید متوجه رابطه بین بازاریابی جاذبه‌ای و سئو شده‌اید.
  • لیستی از ابزارهایی که می‌خواهید استفاده کنید، تهیه کنید. با توجه به سایت متریک‌های خود در گوگل آنالیتیک (مثل ترافیک و نرخ پرش)، ببینید چه چیز برایتان مهمتر است.
مطالب مشابه

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.